سال نو مبارک... سال خوبی رو برای همگی آرزو می کنم... ![]()

4شنبه سوری خیلی خوش گذشت... آتش و آش ! ![]()
![]()
من که درگیر امتحانات پایان ترم هستم... تا چشم به هم می زنم ترم تموم می شه... واقعا زود می گذره... اصلا باورم نمی شه من ۳ تا عید در مالزی بودم...
بعد از امتحانات دوباره به روز می کنم...
تا بعد...
سال و مال و فال و حال و اصل و نسل و بخت و تخت
بادت اندر شهرياري برقرار و بر دوام
سال خرم، فال نيكو، مال وافر، حال خوش
اصل ثابت، نسل باقي، تخت عالي، بخت رام
سال نو مبارك

سومين عيد دور از وطن... زود مي گذره...
دوم فروردين ، اولين امتحان پايان ترمم هست...
بعد از ترم سعي مي كنم بيشتر به روز بشم...
تا بعد...
باز نمي دونم چي شده.... غربته ديگه گاهي آدم اينجوري مي شه مخصوصا كسي كه به اندازه ي كافي بهونه داره براي دلتنگ شدن... سرما خورده بودم اما حالا خوب شدم...
1 هفته مي شه كه ايميلي دريافت نكردم!
1 سؤال : كسي مي دونه چطور مي تونم از Emoticons در وبلاگم استفاده كنم ؟ لطفا اگر مي دونيد راهنماييم كنيد...
امروز رفته بودم سينما ، فيلم Eden lake....فيلم جالبي بود...

خب من هنوز نتونستم پروژه فلش رو بذارم... عجيب داستاني شده ! اما سعي مي كنم بذارمش...
فعلا.....
ديشب بالاخره آخرين امتحان ميان ترمم رو هم دادم...
و اينكه خاطره هاي من 2 ساله شد...
تولدش مبارك...

خب ترم هم كه ديگه جدي شده و تمام تعطيلات رو درگير پروژه هام بودم...
تمام ايميل هاي دوستان رو جواب دادم... اما پيشنهاد مي كنم قبل از ايميل زدن به تمام مطالب وبلاگ نگاه بندازيد ممكنه جواب سؤال هاتون باشه... من عادت دارم خلاصه و مفيد بگم !!!
منتظر نظراتتون هستم...
فعلا
بلندترين شب سال هم خورشيد را ملاقات خواهد كرد...
و اين يعني بوسه گرم خداوند بر صورت زندگي ، وقتي همه چيز يخ مي زند...
شب يلداتون مبارك...

با شروع شدن ترم جديد و ديدن برنامه هفتگي فقط خدا به دادم برسه تا پايان ترم...
خب راستش اين چند وقت خيلي ايميل گرفتم و سعي كردم همه رو جواب بدم ، حتي دوستي كه 4-3 صفحه ايميل نوشته بودن!!
يك سؤال متداول درباره ي بورس و كار در مالزي هست... خواهش مي كنم
بدون در نظر گرفتن اين 2 اقدام كنيد... من كه خيلي كم اينجا دانشجوي شاغل
ديدم...
و مطلب ديگه اينكه نمي دونم كي اين توهم رو ايجاد كرده كه دانشگاه بدون مدرك زبان پذيرش مي ده... شايد
بعضي از كالج ها پذيرش بدن و بعد خودشون دوره زبان بذارن يا برخي از
دانشگاه ها اما محال هست بدون مدرك بتونيد شروع كنيد... آخه دوست من، كه اين
حرف رو زدي ، بدون يادگيري زبان چيزي از درس ها مي شه فهميد ؟
خب اينم موضوعاتي كه بايد مي گفتم...
تا بعد...
سلام دوستان...
بالاخره نتايج ترم گذشته هم اومد... آفرين به خود
درس خونم !!!
از دوشنبه هم ترم جديد شروع مي شه... عجب تعطيلاتي
خيلي فيلم ديدم اما راستش دلم مي خواست تعطيلات بيشتر بود چند تا كتاب هم مي
خوندم... دوستاني كه ايميل مي زنند بلافاصله جواب مي گيرند اما نظر يادشون مي
ره... 2-3 روز پيش تولدم بود... تولدم مبارك !
خاطره ام رو چند روزي هست تايپ كردم اما يادم رفته
بود بگذارم...
هفته پيش براي گرفتن پولم رفته بودم كالج KBU ،بعد از
اينكه مشكلم رو توضيح دادم، به من گفتن يك نامه بنويس تا ما رسيدگي كنيم... تقريبا
7 دقيقه طول كشيد تا من نامه رو نوشتم و وقتي به دستش دادم از من پرسيد تو كي هستي
؟ اين چيه نوشتي ؟ مشكلت چيه ؟!! من اول فكر كردم شوخي مي كنه چون تصور نمي كردم
ظرف 7 دقيقه همه چيز يادش رفته باشه !!!
خب حالا ترم شروع كه بشه ميام خبرهاي جديد رو مي
دم...
تا بعد...
سلام دوستان...
ممنون از ايميل هايي كه برام فرستاديد اين مدت...
راستش بعد از امتحاناتم مجبور شدم ويندوز سيستم رو عوض كنم... براي همين اين چند
روز نتوستم وبلاگ رو به روز كنم...
سال اول تموم شد... اينجا خيلي زود مي گذره به
نظرم...
اين چند روز 24 ساعته آنلاين بودم! كلي هم فيلم
ديدم...
هوا خيلي خوبه ، بهاري اما واقعا دلم برف مي خواد...
يكي از دوستان در ايميلشون نظر من را درباره جنايات
اخير در مالزي پرسيده بودند!!!
كدوم جنايت ؟!! من كه خبر ندارم...
راستي يك خاطره خيلي جالب دارم كه امشب براتون مي
نويسم درباره ي حافظه مالايي ها !!
تا شب !
سلام... از این غیبت طولانی معذرت می
خوام...
خیلی سرم شلوغ شده با این چند تا درس
این ترم... برای ترم بعد که دو برابر واحد برداشتم دیگه نمی دونم چی می شه....
این روزها هوا خیلی خوب شده ، مثل
بهارهای شیراز....
ایمیل دوستان رو این مدت جواب می دادم ،
باور کنید من از رشته های هنر در دانشگاه های مالزی هیچ اطلاعی ندارم...نه از اینکه
کدوم دانشگاه داره ، نه از قیمت هاش...
خیلی برام جالبه که دوستان گفته بودند
درسهایی که من اینجا برای IT می خونم با
ایران تفاوت داره... از دوستانی که در ایران IT می خونن ، خواهش می کنم که در قسمت نظرات درس ها
و کتابهایی رو که می خونند برام بنویسند...
دوستی سؤال کرده بودند آدم اینجا افسرده
می شه یا نه ؟!!!
امیدوارم که نشید اما این موضوع واقعا
به خودتون بستگی داره...
من برای همه ی دوستان و هم وطن هام ،
بهترین ها رو آرزو می کنم...
ایمیل ها رو در اسرع وقت جواب می دم... کوی
عشق رو هم به روز کردم...
راستی فیلم های mamma
mia و rest stop : don’t look back رو دیدم هر دو خیلی خوب
بود...
پروژه انیمیشنم تموم شد... حالا باید
بگذارمش روی وبلاگ...
تا بعد...
سلام به همگی دوستان...
من بالاخره امتحاناتم شروع شد اولیش هم
بد نبود اما خودم راضی نبودم ، یک کم سخت بود...
یک هفته هست که هوا خیلی خوبه... هر روز
چند ساعت بارون می باره و دقیقا مثل بهارهای ایران شده...
فیلم کلاهی برای باران و مجنون لیلی رو
دیدم...
دیگه اینکه یک کتاب عبارتهای انگلیسی
گرفتم و دارم می خونم...
یکی از دوستان درباره ی افزایش قیمت
خونه در مالزی پرسیده بودند... راستش این موضوع درست نیست و من افزایشی ندیدم... و
درباره ی آب ، حتما آب معدنی یا آب تصفیه شده استفاده کنید...
در رابطه با دانشگاه UPM ، این دانشگاه هیچ دوره ای برای زبان نداره و
شرط IELTS برای ورود گذاسته که شما
می تونید در سایت دانشگاه ببینید... برای دانشجویان ورودی جدید کلاس هایی دارند که
خیلی به تقویت زبان شما کمکی نخواهد کرد...
خب اگر باز هم سؤالی بود می آم جواب می
دم...
تا بعد...
===============================سلام دوستان...
خب تعطیلات هم داره تموم می شه... توی
این مدت کلی کار مثبت انجام دادم و تعطیلات خوبی بود... موفق شدم کمی روی برنامه
نویسی کار کنم... یک گزارش هم باید برای یکی از درسام تحویل می دادم که تمومش
کردم...
دو ، سه روزی هست که هوا خیلی خنک شده و
از صبح بارون می آد... راستی فیلم دایره زنگی رو دیدم... خیلی فیلم قشنگی هست
پیشنهاد می کنم حتما ببینیدش...
به خاطر مدال طلای تکواندو خیلی خوشحال
شدم ، واقعا آفرین به هادی ساعی...
راستی عکس های شخصیتهای انیمیشنم تکمیل
شد و سعی می کنم همین روزها بگذارمش روی وبلاگ... یکی از دوستان از دانشگاه UTM
پرسیده بودند ، راستش من اطلاعاتی از این
دانشگاه ندارم...
دوستی که گفتند من چرا اینجا خاطره می
نویسم ، من سعی می کنم تمام سؤالات رو که ازم می پرسند و ایمیل ها رو جواب بدم ،
اما نمی شه گفت من صرفا وبلاگ می نویسم برای جواب دادن به سؤالات...
تا بعد...
سلام ، این پست خیلی ویژه هست...
این پست رو می گذارم که به یک دوست
خوب تبریک بگم... به خاطر پشتکاری که داره و به خاطر موفقیتی که به دست آورده...
می خوام همین جا بهش بگم دوست خوبم آرشام جان برات موفقیت های بزرگتری رو آرزو می
کنم...
خب ، دوستان خیلی خوبه که همگی این دوست
من رو بشناسید... دوستی که با وجود سن کمش تونسته موفقیت های بزرگی رو به دست
بیاره... از همگی می خوام که به وبلاگ این دوست روشندل من سربزنند و آهنگ های رو
که خیلی زیبا خونده گوش کنند و به خاطر موفقیتش در جشنواره ای که در تبریز برگزار
شده تشویقش کنند...
این هم یک پست فوق ویژه برای آرشام...
تا بعد...
سلام به همگی دوستان خوبم...
من دوباره اومدم... خب تعطیلات شروع شده
از دیروز به مدت 10 روز...
من 7 تا فیلم دیدم گفتم بیام بهتون
بگم...
Butterfly effect 1, 2 هر 2 تا خیلی قشنگ بود...
Pulse رو دیدم اینم خیلی قشنگ بود از وقتی دیدم دارم فکر
می کنم اگر همچین اتفاقی برای دنیا بیفته و مجبور شیم بدون technology زندگی کنیم چقدر سخته ...
نه؟!
Orphanage رو دیدم که
فکر می کردم ترسناکه اما نبود! خیلی قشنگ بود آخرش هم دلم سوخت...
Sisters رو دیدم که
به نظر من اصلا وقت نگذارید برای دیدنش!
Attic رو هم دیدم
که از sisters هم بدتر بود آخرش از خودم پرسیدم این چی بود که من دیدم؟!
Joshua رو هم دیدم
بچه ای که توی فیلم هست خیلی نازه طفلک از بس گریه می کرد می خواستم بغلش کنم!
اما این فیلم برای پدر مادرهایی که با
اومدن یک بچه ، بچه قبلی رو فراموش می کنند خیلی خوبه!
دیگه چی بگم؟
ابی اومده مالزی! دوست داشتم برم برای
کنسرت اما خب نشد که بشه!
کنسرت بعدی هم فکر می کنم کامران و هومن
باشند...
خب دیگه سعی می کنم خبری شد آپ کنم...
تا بعد...
سلام...
افتتاحیه المپیک بهانه ای شد تا دوباره
آپ کنم...
خیلی کار جالبی بود به نظرم 4 ساعت
برنامه که مدتها براش زحمت کشیدند با برنامه ریزی خوب و خرج خیلی زیادی هم شده بود...
من 4 روز در هفته کلاس دارم که این هفته
3 روزش تعطیل بود!!! البته برای من که خیلی خوب بود ، هم به کار پروژه ام رسیدم ، هم
کمی درس خوندم و استراحت کردم...
یکی از شخصیتهام آماده شده حتما به زودی
می ذارمش روی وبلاگ هر کس دیده گفته خیلی با نمک شده...
یک کار پوستر هم دارم که با
دیگه چی بگم؟! آها! دوست خوبم من درباره
ی ورزشهای رزمی اینجا موضوعی پیدا نکردم... بعد اینکه ایمیل ها رو جواب می دم...
توی یاهو خیلی وقتها آنلاین هستم اما مشغول کار...
خب کوی عشق رو هم به روز کردم... و دوستی که در پست قبل نظر داده
بودید من از سایت
تا بعد...
سلام...
باز هم نشد این مطلب کتابخانه رو تکمیل
کنم ، عجیب طلسم شده... آخه دیروز هم که تعطیل بود من برای تکمیل کردن پروژه ام
رفتم دانشگاه...
باز هم از رشته ی من پرسیدند دوستان، خب
شاید دلیلش این هست که به پست های قبلی من سر نمی زنند... من IT ، یا همون فناوری اطلاعات می خونم... من چند تا
از درس های تخصصی که تا الان گذروندم رو می نویسم شاید دوستانی که از رشته ی من می
پرسند کمی دستشون بیاد که در چه زمینه ای هست :
1. Information Theory
2. Web programming
3. Principle of programming
4. Discrete structures
5. Advanced principle of programming
6. Multimedia technology
7. System organization
8. System analysis and design
خب اینم 8 تا از درسهایی که من تا اینجا
گذروندم... البته فقط اختصاصی ها ، چون درسهای عمومی هم داریم... مثلا من زبان
مالایی و فرانسه گذروندم...
مطلب دیگه هم درباره KBU ، که ادامه بحث قبلی و در جواب سؤالات دوستان
هست... خب KBU یک کالج هست نه یک دانشگاه
و مسلما این موضوع رده سنی دانشجوها رو کاهش می ده... به نظر من با تغییر محدوده
سنی خواسته ها و اخلاق آدم ها تغییر می کنه..سر یک کلاس بودن با رده سنی متفاوت
سخت هست... مسلما نوجوان 16-17 ساله ای که در این کالج هست دیدش به درس و کلاس با
سنین بالاتر متفاوت هست... امیدوارم تونسته باشم منظورم رو برسونم...
تا بعد
سلام...
گفته بودم که عجب ترمی! یادتون هست؟!! این
هفته که گذشت واقعا خیلی هفته ی سختی بود... تمام روزای هفته از 8 صبح دانشگاه
بودم...
یک گزارش از کارم باید تحویل می دادم که
هر چی بود به خیر گذشت...
یکی از دوستام مریض شده ، لازم شد که
اینجا مطلبی رو بگم... آب لوله کشی رو برای آشامیدن استفاده نکنید... فقط آب معدنی
استفاده کنید یا تسفیه کننده آب بگیرید... برای پختن غذا هم از آب تصفیه شده
استفاده کنید بهتر هست...و بیشتر از حدی که توی ایران مایعات مصرف می کردید اینجا
باید مایعات مصرف کنید...
دیگه این که شخصیت های انیمیشن رو
کشیدم! خیلی با نمک شدن... خودم خیلی دوستشون دارم...
بعد از اینکه به استاد تحویل دادم
عکسهاشون رو توی وبلاگ می گذارم... فقط نخندید نقاشیم زیاد خوب نیست... فردا هم که
تعطیل هست من باید برم دانشگاه اول ترم که اینجوری شروع شده خدا به دادم برسه تا
آخرش...
قبلا هم گفتم ، یکبار دیگه هم می گم
برای اون 2 دوستی که نظر گذاشته بودند که در KBU پذیرش دارند...
KBU جای مناسبی
برای افراد متاهل و یا سن بالاتر از 25 سال نیست... البته این نظر شخصی من هست که
9 ماه اونجا بودم... و اطلاعاتی که از من خواستید باید بگم من 1 سال هست که KBU نمی رم و از امکانات یا قوانین جدیدش بی اطلاع
هستم...
خب امروز سعی می کنم مطلب کتابخانه
مالزی رو تکمیل کنم...
تا بعد
سلام...
اول از همه اینکه معذرت که هنوز وقت
نکردم مطلبی که درباره ی کتابخانه قول دادم رو آماده کنم...
من و ترم جدید... بله و عجب ترمی!!
یک پروژه انیمیشن دارم که با این استاد
سخت گیر خدا به دادم برسه...
راستی می خوام عنوان وبلاگ رو عوض
کنم... یه چیزی بذارم که راحت تر باشم... شاید دوستانه تر!
اگه پیشنهادی داشتید خوشحال می شم برام
بنویسید...
دیگه اینکه چه خوبه وقتی درباره چیزی
نمی دونیم یا اطلاعات کافی نداریم اظهار فضل نکنیم!!
دوستانی که درباره اجاره خانه پرسیده
بودید... در اطراف دانشگاه UPM از 600 رینگیت به بالا می تونید خونه پیدا کنید...
این هم از این...
مهد کودک ایرانی! هم ، بله دارند!! رستوران ایرانی هم تا
دلتون بخواد هست...
قالب کوی عشق رو عوض کردم اما خراب شد
مجبور شدم دوباره قبلیش رو بذارم... امیدوارم که به زودی بتونم درستش کنم...
خب من رفتم...فردا کوی عشق رو
هم آپ می کنم...
تا بعد...
سلام...
عجب بارونی میزنه این چند روز ، هوا
خیلی خوبه... این رو مخصوص دوستان عزیز تهرانیم گفتم!!
منم که عاشق بارون اما خودمونیم اینجا 2
دقیقه هم نمی شه زیر بارون موند... اما بعد از بارون هوا خیلی خوبه... ترم جدید
داره شروع می شه... هنوز نتایج اعلام نشده و من منتظرم...
اون دوست عزیزی که مطلب درباره ی مساجدی
که من عکس هاش رو گذاشتم خواسته بودند... دوست خوبم من اسم همه مساجد رو نوشتم شما
با جستجوی اسم مسجدها در گوگل می تونید به مطالب خوبی درباره ی اونها دست پیدا
کنید...
این روزها دوستان حتما می بینند که من
مرتبا کنار ID ام نوشته ام NO PM فقط دلیلش اینه که می خوام به درسم برسم و ایمیل
دوستان رو جواب می دم... ممنون از دوستانی که ابراز نگرانی کرده بودند...
و درباره اینکه چرا کوی عشقم رو به روز
نمی کنم باید بگم هیچ دلیل خاصی نداره!! و قول می دم اونجا رو هم زودتر سروسامان
بدم... راستش اونجا رو دیر به دیر هم که آپ می کنم 10 برابر اینجا نظر داره! با
اینکه بازدید کننده این وبلاگ حسابی افزایش داشته...
گفتن کوتاه ننویسم ! دیگه چی بگم؟
یک مطلب درباره کتابخونه های مالزی دارم
آماده می کنم که به زودی می ذارمش...
تا بعد...
سلام...
امروز دیگه تصمیم گرفتم آپ کنم...
دوستان عزیز من که تمام ایمیل ها رو در
اسرع وقت جواب می دم ، لطفا از من نخواهید که مثل بقیه وبلاگ نویس ها باشم هرکس
روش خودش رو داره... و من هم که همیشه می گم دوست دارم خودم باشم...
بله ! تعطیلات... یک هفته ای هست که
تعطیل هستم...
کلی فیلم دیدم ، کتاب خوندم... کلی سایت
جدید پیدا کردم و کلی مطلب جدید خوندم...
دیروز فیلم ساعت 25 رو دیدم که به نظرم
فیلم قشنگی بود و یکی از همین فیلم ها با موضوع تکراری و همیشگیش که گلزار بازی
کرده به نام توفیق اجباری...
دیگه اینکه خیلی متاسفم که پرتغال حذف
شد...خیلی حیف شد... ( خواستم بگم فوتبال هم دوست دارم...)
راستی یکی برام ایمیل زده بود و از
وضعیت باشگاه های ورزشهای رزمی از من پرسیده بود... راستش از وقتی اومدم مالزی
دیگه تکواندو رو ادامه ندادم و از وضعیت باشگاه های ورزشهای رزمی هم بی خبر
هستم...
حالا باز هم آپ می کنم... ممنون از
دوستانی که برام ایمیل می زنند... منتظر نظراتتون هستم...
تا بعد
سلام به دوستان خوبم...
ممنون از نظراتتون...
امتحان هم خوب بود... 4شنبه امتحان پایان ترم دارم... برام دعا کنید این هم به خیر بگذره...
درباره ی فیلم نوشته بودم دوستان از من
درباره ی سینما و قیمت بلیط ها در اینجا پرسیده بودند...
اول اینکه تقریبا می شه گفت قیمت بلیط
برای فیلم ها میانگین 10 رینگیت هست که با کارت دانشجویی (به جز روزهای تعطیل)
تخفیف داره... فیلم ها دوبله نمی شه به مالایی ، فقط زیرنویس مالایی داره... و اگه
فیلم انگلیسی نباشه حتما به 2 زبان زیرنویس داره ( انگلیسی + مالایی )....
من فیلم کره ای رفتم یک بار جالب بود این هم یک تجربه بود...
تا بعد...
سلام...
جمعه امتحان میان ترم دارم... دارم
حسابی درس می خونم... خیلی امیدوارم که این درس معدلم رو بهتر بکنه... هر چند درس
سختی هست اما خب از قدیم گفتند خواستن توانستن هست...
این ها رو گفتم تا بگم معذرت می خوام
اگر نمی تونم خیلی زود جواب ایمیل هام رو بدم...
درباره آب و هوا پرسیده بودند دوستان...
اینجا هوا خیلی گرم و شرجی هست... اما خب بارون زیاد می باره... بعد از بارون و
شبها هوای خوبی داره...
پرسیده بودید که اینجا چقدر اروپایی
هست؟!!!
راستش تا اونجایی که ازجغرافی می دونم
مالزی یک کشور آسیایی هست!
همه ی ما سطح کشورهای آسیایی رو می
دونیم... اما خب از حق نگذریم این ها خیلی برای پیشرفت کشورشون دارن تلاش می
کنند...
درباره ی حجاب هم...
اینجا حجاب آزاد هست... من فقط در همین حد می گم...
خب اگر باز هم سوالی بود در قسمت نظرات
بنویسید...
تا بعد...
سلام...
خب دلم تنگ شده مگه چیه... دومین سالی
هست که نمایشگاه کتاب بدون من برگزار شد!!!
امسال که دیگه واقعا دلم خیلی کتاب می
خواست اما...
ای دوستان بی معرفتم که فقط زنگ زدید پز
دادید که دارید می رید نمایشگاه کتاب !
دلم کتاب می خواد!
حالا این عکس ها رو هم به مناسبت دلتنگیم برای کتاب و کتاب خوانی! می گذارم...


تا بعد...
سلام دوباره...
دیگه از هر فرصتی استفاده می کنم به
اینجا سر می زنم و مطلب می نویسم... خب با نزدیک شدن به شروع ترم جدید تعداد ایمیل
ها و سوالات هم بیشتر شده... من هم سعی می کنم همه رو خیلی زود جواب بدم...
یکی از دوستان پرسیده بودند که لباس گرم
بیارم یا نه ؟
دوست عزیز اینجا هوا گرم و شرجی هست مثل
هوای شهرهای جنوبی ایران... شما نیاز به ژاکت نخواهید داشت... هرچند وقتی من مالزی
می اومدم به اصرار یکی از دوستان با خودم لباس گرم آوردم اما در این 1 سال و نیم
هیچ کدوم رو استفاده نکردم... مخصوصا که شرایط جوی اینجا هم تغییر کرده و هوا چند وقتیه گرمتر شده...
هر سوالی پرسیده شه تا وقتی می تونم
همین جا می نویسم و جواب می دم...
چند روز پیش فیلم 10000 قبل از میلاد
مسیح رو دیدم... خیلی قشنگ بود... پیشنهاد می کنم فیلمش رو ببینید... ممنون از
دوستانی که برام ایمیل می زنند... خوشحال می شم نظراتتون رو در وبلاگ ببینم...
تا بعد...
سلام...
اول اینکه نظرتون را درباره ی عکس هایی
که گرفتم بگید خوشحال می شم...
بعد هم اینکه روز مادر....
روز مادر رو به مادر مهربونم و تمام
مادرهای عزیز تبریک می گم...
روی ماه همشون رو می بوسم....
اینجا براش پیام می گذارم چون می دونم
که حتما سر می زنه...
خیلی خوشحالم که کنار هم هستیم... اصلا
غربت رو حس نمی کنم...
مادرم خدا رو شکر می کنم به خاطر وجود
نازنینت...
دوستت دارم مادر مهربونم...

و اینکه باز هم عکس جدید دارم... اما
منتظر نظراتتون هستم...
یا حق
من اومدم... این هم عکس هایی که قول داده بودم... این ها رو خودم گرفتم... غروب قشنگی هست نه؟!



تا بعد...